يعني بايد باور كنم ديگه نيستي
يعني بايد باور كنم
چه جوري مي تونم اون همه خاطراتتو
يه شبه پرپر كنم
يكي دو روز نيست آخه صحبت يه عمره
كه دارم براي تو مي ميرم
مي دونم محاله بدون تو نمي تونم
يه لحظه رو سر كنم
مگه منو دوسم نداري كه
اين جوري مي ذاري ميري
بي خيال ما ميشي
مگه فكر كردي من بازيچم
كه يه روز ميگي دوسم داري و فرداش ميري
آخه چه جوري باور كنم
رفتن تو برام مرگه
بدون تو نمي تونم
بگو كي اومد به جاي من
افتادم از چشماي تو
نگو لايق تو نبودم .......
*******************************************************
*چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي ، حس كني كه هنوزم دوستش داري *
*چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له شده*
*چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني ،اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي*
*چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه ، اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوز دوستش داري*
*چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزاربار تو خودت بشكني و اون وقت آروم زيرلب بگي : گل من باغچه نو مبارك*
*******************************************************
در ضمن به تمام عاشقايي كه به وبلاگ من سر ميزنن و احيانا اين پست آخرم رو مي خونن مي خوام بگم : مرز بين عشق و نفرت يه تا موست ، مواظب اين تار مو باشيد كه پاره نشه ، اين جمله رو روزهاي اول به اون هم گفتم ولي با وجود تاكيد زياد من روي اين حرف ، اما اون گوش نكرد و با اين كارش اون تارمو رو پاره كرد و عشقي رو كه از خيلي سال پيش (حدود 5-6سال) درقلبم بود تا الان، تبديل به نفرت كرد .
همونطور كه گفتم اين آخرين پست وبلاگ عاشقترين هست ، اميدوارم هيچ كس عاشق نشه و اگر هم شد به سرنوشت من دچار نشه و عاقبت خوبي داشته باشه . ديگه حرفي ندارم و فقط از همه ي خواننده هاي اين وبلاگ التماس دعاي زياد دارم . يا علي ............. خدانگهدار
دفتر عشق كه بسته شد ديدم منم تموم شدم
خونم حلال ، ولي بدون به پاي تو حروم شدم
بازديد ديروز: 11
كل بازديد :3954
كسي ديگر نمي كوبد در اين خانه ي متروك ويران را كسي ديگر نمي پرسد چرا تنهاي تنهايم و من چون شمع مي سوزم و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند و من گريان و نالانم و من تنهاي تنهايم درون كلبه ي خاموش خويش اما كي حال من غمگين نمي پرسد و من درياي پر اشكم كه توفاني به دل دارم درون سينه ي پرجوش خويش اما كسي حال من تنها نمي پرسد و من چون تك درخت زرد پاييزم كه هردم با نسيمي ميشود برگي جدا از او و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند.
15-31 ارديبهشت 1386 [7]
خرداد 1386 [8]
تابستان 1386 [7]
پاييز 1386 [3]
زمستان 1386 [5]
فروردين 1387
مريم هاي پرپر عاشق
تنهاي تنها مينا ....
عرفان هدايت پور
رهگذر مهتاب
ليلي با من است !
منصور (بي تو تنهام)
اميد (عاشقانه)
نام: | |
ايميل: | |









.gif)



.jpg)


